تبليغاتX
زیـسـت بـان
زیـسـت بـان
صفحه نخست The IT News Designing by MAXTheme پست الكترونيك Save Page خانگي سازي Wallpaper Date اضافه به علاقه منديها
درباره وبلاگ

منوي اصلي
صفحه نخست -
پست الكترونيك -
نوشته هاي پيشين -
آرشيو مطالب
87/06/01 - 87/06/31 -
87/04/01 - 87/04/31 -
86/12/01 - 86/12/29 -
86/10/01 - 86/10/30 -
86/06/01 - 86/06/31 -
86/05/01 - 86/05/31 -
لينكدوني
.:: MAX Theme ::. -
مهار بیابان زایی -
دیده بان محیط زیست -
کانون عالی محیط زیست -
انجمن یوزپلنگ ایرانی -
کویرهای ایران -
منابع طبیعی -
سازمان مرکزی حفاظت محیط زیست -
همنهاد -
تحقیقات جنگلها و مراتع -
پیام سبز -
علی خلیلی -
طبيعت سبز -
ناصر كرمي -
سرباز زمين -
انجمن طرح سرزمين -
سپهر سليمي -
لوگوي دوستان

 گروه طراحي قالب هاي مكس

Your Logo

Your Logo

لوگوهاي ديگر
پيوندهاي روزانه
کسوف -
آتش نوشت -
وب سایت نیوشا توکلیان -
مرگ آرام دلفین ها در سواحل خلیج فارس -
دوستی ببر و اوران گوتان -
زن زن است -
مجموعه عکس جزایر مرجانی و ریف ها -
چریدن گاو در محل جمع آوری زباله شهرداری -
قطع 5000 اصله بلوط کهن سال در کوهرنگ بختیاری -
عکس بی نظیری از یک آتشفشان -
پيوندهاي ديگر
آمار وبلاگ
افراد آنلاين: -
مجموع بازديدها: -
لوگوي وبلاگ

Your Logo
طراح قالب

 گروه طراحي قالب هاي مكس
Powered By
BLOGFA.COM




گلستان، جاده و حيات وحش
 

 

              

 

   متاسفانه اين گزارش در روزنامه با عكس شتر در جاده نا كجاآباد چاپ شد، البته من عكس زيبايي كه آقاي محمود شكيبا از پلنگ در پارك ملي گلستان گرفته بودند و در پایین ميبينيد را پيشنهاد داده بودم اما گويا شتر در گلستان كشف جديد و مهمي بوده و ارجهيت داشته ،اما من به درستي نمي دانم پوشش گياهي عكس شتر ها مربوط به كدام قسمت گلستان است، اگر كارشناسان محترم انتخاب كننده اين عكس مرا راهنمايي كنند خوشحال مي شوم، همانطور كه خوانندگان عزيز وبلاگ زيستبان مي دانند، من فقط برخي خبر ها و گزارش هاي خودم را در اينجا ميگذاشتم اما اين شتر ها به قدري خون مرا به جوش آوردند كه مجبور شدم قبل از خواندن اين گزارش خوانندگان محترم در جريان آن قرار بگيرند. در ضمن از طرف یک استاد گراميم هم" يك فرد ضد شتر"لقب گرفتم!

 عكس-از-محمود-شكيبا

گلستان، جاده و حيات وحش


يك جاده از وسط پارك ملي عبور مي‌كند، اعتراض مي‌كنيم كه به حيات وحش آن لطمه خواهد زد اما آن قدر در شناسايي رفتار و عادات جانوران كم اطلاعيم كه نمي‌توانيم با دلايل علمي ثابت كنيم به مرور زمان چه خسارت جبران ناپذيري بر حيات وحش آن مي‌گذارد.

هر چند كارشناسان حيات وحش به آثار مخرب آن آگاهند اما مستندات چنداني در جايي ثبت نشده تا بتوان در چنين مواقعي ارائه كرد. آنچه در پي مي‌آيد گفت‌وگويي است با دكتر بهرام كيابي، جانورشناس و عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي، درباره تاثيرات نامطلوب و جبران‌ناپذير احداث جاده در پارك ملي گلستان.

 هر سال تعدادي پلنگ، مرال و خرس در پارك گلستان در اثر عبور از جاده‌اي كه قرار است تردد در آن چندين برابر شود كشته مي‌شوند. كاش مي‌شد براي حيوانات هم يك تابلوي عبور از جاده ممنوع نصب كرد. گزارش هر ساله پلنگ‌هاي كشته شده در جاده هم اكنون هم به اندازه‌اي است كه باعث نگراني شود؛ تلفاتي كه بدون شك با تعريض اين جاده چند برابر مي‌شود.

دكتر بهرام كيابي، در اين باره مي‌گويد: وقتي در عرض 10 سال، 8 پلنگ زير ماشين مي‌رود اين رقم بالا نشان‌دهنده اين است كه اينجا محل گذر حيوان است، اينجا بخشي از گستره خانگي حيوان است، خانه اوست مثل اينكه وسط خانه شما يك مانع درست كنند. اين مسير كنار تونلي است كه شروع استان خراسان شمالي است، بيشترين تلفات جاده‌اي حيات وحش ديگر مثل گراز هم كنار همين تونل است، اين نشان مي‌دهد كه جانوراني از جنگل سمت جاده بيرون مي‌آيند و مي‌خواهند بقيه گستره خانه را ادامه دهند و ناچار از اينجا عبور مي‌كنند.

اين استاد دانشگاه با تاكيد بر اينكه گذر از درون يك پارك ملي به هيچ وجه منطقي نيست و اين موضوعي است كه تقريبا تمام كارشناسان بر آن صحه مي‌گذارند، مي‌افزايد: از درون پارك‌هاي ملي تنها جاده‌هاي دسترسي، آن هم از نوع ابتدايي و كاملا همسو با طبيعت مي‌تواند گذر كند اما همين جاده‌ها هم بايد براساس ضوابطي خاص احداث شده باشند. براين اساس، چگونه مي‌توان اطمينان داشت كه با بهره‌برداري از اين جاده، در دراز مدت هيچ مشكلي پيش نخواهد آمد، جاده‌اي كه به اميد راحتي و عبور سريع‌تر مردم احداث شده تا كي مي‌تواند جوابگوي نياز مسافران باشد؟

حيات وحش نياز به امنيت دارد

دكتر كيابي مي‌گويد: حيات‌وحش نياز به امنيت دارد. به محيطي نياز دارد كه به دور از استرس، هياهو و مزاحمت باشد، هر جا چنين فضايي وجود داشته باشد حيات‌وحش هم وجود دارد. اگر از اين حالت خارج شويم يقينا زيستگاه را براي حيوان نامطمئن كرده‌ايم حال هر جا كه مي‌خواهد باشد. اصولا با برقراري امنيت به راحتي مي‌توان جمعيت حيات وحش را اضافه كرد. بخشي از اين امنيت عاري كردن منطقه از هر نوع استرس است؛ استرس در طول سال و در زمان‌هاي بحراني. يك جاده درپارك منبع ايجاد‌كننده استرس است كه اگر گسترش پيدا كند و حضور انساني را درتمام سال داشته باشيم، يقينا آسيب‌رسان خواهد بود. متأسفانه در بيشتر زيستگاه‌ها نه تنها نتوانسته‌ايم استرس را برطرف كنيم كه روز به روز بر ميزان آن افزوده‌ايم.

برخي به اشتباه مي‌گويند حيوان همانطور كه از جنگل عبور مي‌كند از جاده هم مي‌گذرد! موضوع فقط رد شدن نيست، ساخت جاده در دل يك زيستگاه سروصداي زيادي توليد مي‌كند. بررسي‌ها نشان مي‌دهد آلودگي صوتي به‌مراتب بدتر از آلودگي‌هاي ديگر آزار‌رسان و دردسرآفرين است؛ براي نمونه ثابت شده سروصدا باعث سقط جنين در حيوانات مي‌شود. حيوان هنگام زايمان از گله جدا مي‌شود و به يك گوشه دنج مي‌رود و بعد دوباره به گله باز مي‌گردد، اين نشان مي‌دهد كه آرامش معنا و مفهوم خاصي براي او دارد. جاده، مزاحمي براي زندگي طبيعي حيات وحش است؛ نمي‌گويم جاده تنها عامل برهم زننده آرامش حيات وحش اما مهم‌ترين عامل است.

در گلستان جانور خاص منطقه جنگلي گوزن قرمز (مرال) است و در كنار آن‌گونه‌هاي زيادي از پرنده و پستاندار هم‌بوم هستند. وقتي حيوان شاخص و چيره تحت‌تأثير قرار بگيرد حيوانات هم‌بوم هم اثرات منفي را دريافت مي‌كنند، مشكل اين است كه مي‌خواهيم اثرات اقدامي را كه انجام مي‌دهيم فورا روي جمعيت ببينيم اما پديده‌هاي بوم‌شناختي يك فاصله زماني دارند، از زماني كه چيزي اثر مي‌كند تا اثر خود را نشان مي‌دهد، به همين دليل اغلب به سختي متوجه آن مي‌شوند. اما با صبر اكولوژيك، صبري كه بايد در برخورد با پديده‌هاي طبيعي داشت متوجه مي‌شويم هر نوع پديده انسان ساخت روي جمعيت حيات وحش معمولا اثر منفي دارد.

فقر مطالعات رفتارشناسي منجر به تصميم‌گيري نادرست مي‌شود

اين جانورشناس در پاسخ به اين سؤال كه مطالعات ما در رفتارشناسي حيوانات چقدر است، مي‌گويد: من نوعي كه از رفتارشناسي اين همه حيوان متنوع از گوشتخوار، علفخوار، كوچك، بزرگ، ساكن، متحرك، كاملا وابسته به جنگل، كاملا وابسته به منطقه بينابيني هيچ‌چيز نمي‌دانم، چطور مي‌توانم در مورد مديريت حيات وحش تصميم منطقي بگيرم؟ بخشي از رفتارشناسي به ما مي‌گويد نياز حيوان در فصول مختلف سال چيست، اگر به ارتفاعات كوچ مي‌كند آيا فقط به خاطر آب و هواست؟ مي‌تواند باشد اما مگر بقيه فاكتور‌ها ثابتند؟ فاكتور‌هاي زيستي چطور؟ آنجا علفخوار و گوشتخوار داريم، اگر يكي حركت كند ديگري چطور؟ همه كنش‌ها و واكنش‌ها مهم هستند. بدون تعارف ما بلد نيستيم چون تا به حال كار نكرده‌ايم و تحت اين شرايط ثابت كردن اثرات منفي جاده دشوار است؛ با اين حال من معتقدم وقتي اقدامي در يك زيستگاه طبيعي انجام مي‌گيرد كه خلاف اطراف و پيرامون آن است، طبيعي نيست و همخواني ندارد.

حال پرسش اين است كه از كجا اطمينان پيدا كرده‌ايد كه اين جاده هيچ اثري ندارد؟ من مي‌توانم اين كمك فكري را به شما بدهم كه حداقل رفتار و مسير‌هاي رفت‌وآمد اين تعداد حيوان شاخص را بررسي كنيد. با روش‌ها ي تخميني مي‌دانيم بيش از 30 قلاده پلنگ در پارك نيست، هر سال بلا استثنا يكي زير ماشين مي‌رود آن هم حيوان بالغ؛ مدرك آن هم موجود است. آيا اين آمار در مقايسه با تعداد كل اين‌گونه نادر حيات وحش لطمه بزرگي به جمعيت آن نيست؟ آن هم جمعيت حيواني كه به‌علت فشار‌هاي موجود روز به روز خودش و طعمه‌هايش در حال كاهش است.

قلمرو، خانه و گستره خانگي، شهري است كه حيوان در آن زندگي مي‌كند

كيابي مي‌گويد: من در شهري كه زندگي مي‌كنم هر جا بخواهم مي‌روم، حيوان هم در گستره خانه‌اش چنين است. شهر محل رفت‌وآمد به‌منظور رفع نيازهاي روزانه و سالانه من است با اين وصف آيا مي‌توان وسط شهر ديوار كشيد؟ وقتي صحبت از كريدور‌ها مي‌كنيم مسير‌هاي ثابتي را مي‌گوييم كه در ذهن حيوان نقش‌گذاري شده، ممكن است حيوان به‌علت مشكلات طبيعي گاهي آن را تغيير دهد اما مسير‌هاي اصلي مثل راه‌هاي هوايي در پرندگان مشخص است. حيوانات هرج و مرج ندارند و از هر مسيري نمي‌روند، از هرجا عبور كنند، نقطه الف شروع و ب پايان است. اما انتخاب مسير براي گونه‌هاي مختلف متفاوت است، حتي اين انتخاب در يك گونه در جمعيت‌هاي مختلف متفاوت است، اين مسير‌ها در مورد حيات وحش ما مشخص نشده، آيا با توجه به گذر‌گاه‌هاي حيوانات جاده ساخته‌ايم؟

زير گذر  شايد بعد از تلفات فراوان توسط حيوان شناخته شود

اين مدرس محيط زيست تصريح مي‌كند: در برخي كشور‌ها وقتي ناچار جاده‌اي با زيستگاه حيات وحش تداخل دارد زيرگذر ساخته مي‌شود. اما اين زيرگذر‌ها در مسير‌هاي شناخته شده حيوانات احداث مي‌شود تا حيوانات بعد از گذشت زمان نسبتا طولاني شرطي شوند كه ازمسير خاصي عبور كنند، اما اين اتفاق براي نفر چندم مي‌افتد؟ شايد نفر هزارم از گله‌اي كه هزار منهاي يك آن از بين رفته است سرانجام از اين مسير عبور مي‌كند. سرعت فراگيري به‌منظور گريز از خطر براساس آزمون و خطا در حيوانات مختلف متفاوت است بر همين اساس گذرگاه‌هاي حيوانات به كمك علامت‌گذاري و تعيين مسير كوچ احداث مي‌شوند، يك اصل كلي در مديريت حيات وحش اين است: اطلاعات را از خود حيوان بگير، امكانات را براساس آن برايش فراهم كن تا بهتر جمعيتش را حفظ كني.

سخن آخر: مسير‌هاي ديگري وجود دارند كه بارها پيشنهاد شده اما ظاهرا به‌دليل بالا بودن هزينه‌ها پذيرفته نشده‌اند. گزينه‌هاي پيشنهادي آمادگي تبديل شدن به جاده آسفالته را دارند؛ يعني لزومي ندارد دوباره جاده ساخته شود، اگر جاده به شكل موجود به اين پارك كه يكي از بي‌نظير‌ترين مناطق جهان است آسيبي وارد نمي‌كرد شايد نيازي به بيان اين مطالب نبود. اما پرسش اين است براي سفرهاي راحت و بي‌خطر، آسايش مردم، رضايت دست‌اندر‌كاران راهسازي، حافظان مناطق طبيعي و كساني كه دغدغه‌شان حفظ تنوع زيستي است چرا نبايد از گزينه‌هاي موجود استفاده بهينه كرد؟ وقتي راه حل آن وجود دارد بايد به اين غائله خاتمه دهيم تا همه راضي باشند. راحتي انسان، آبادي و رونق روستا‌ها براي همه ما مهم است اگر هيچ گزينه ديگري نداشتيم داستان متفاوت بود اما حالا كه داريم چرا ترديد مي‌كنيم؟

نوشته شده توسط پریسا خلف بیگی در سه شنبه 5 شهریور1387 و ساعت 21:13
[لينك ثابت] |
زیست بان