تبليغاتX
زیـسـت بـان
زیـسـت بـان
صفحه نخست The IT News Designing by MAXTheme پست الكترونيك Save Page خانگي سازي Wallpaper Date اضافه به علاقه منديها
درباره وبلاگ

منوي اصلي
صفحه نخست -
پست الكترونيك -
نوشته هاي پيشين -
آرشيو مطالب
87/06/01 - 87/06/31 -
87/04/01 - 87/04/31 -
86/12/01 - 86/12/29 -
86/10/01 - 86/10/30 -
86/06/01 - 86/06/31 -
86/05/01 - 86/05/31 -
لينكدوني
.:: MAX Theme ::. -
مهار بیابان زایی -
دیده بان محیط زیست -
کانون عالی محیط زیست -
انجمن یوزپلنگ ایرانی -
کویرهای ایران -
منابع طبیعی -
سازمان مرکزی حفاظت محیط زیست -
همنهاد -
تحقیقات جنگلها و مراتع -
پیام سبز -
علی خلیلی -
طبيعت سبز -
ناصر كرمي -
سرباز زمين -
انجمن طرح سرزمين -
سپهر سليمي -
لوگوي دوستان

 گروه طراحي قالب هاي مكس

Your Logo

Your Logo

لوگوهاي ديگر
پيوندهاي روزانه
کسوف -
آتش نوشت -
وب سایت نیوشا توکلیان -
مرگ آرام دلفین ها در سواحل خلیج فارس -
دوستی ببر و اوران گوتان -
زن زن است -
مجموعه عکس جزایر مرجانی و ریف ها -
چریدن گاو در محل جمع آوری زباله شهرداری -
قطع 5000 اصله بلوط کهن سال در کوهرنگ بختیاری -
عکس بی نظیری از یک آتشفشان -
پيوندهاي ديگر
آمار وبلاگ
افراد آنلاين: -
مجموع بازديدها: -
لوگوي وبلاگ

Your Logo
طراح قالب

 گروه طراحي قالب هاي مكس
Powered By
BLOGFA.COM





تنگناهای بزرگترین آکواریوم جهان
 
 
منابع‌طبيعی - پريسا خلف بيگي:
بررسي چالش‌هاي زيست‌محيطي خزر در گفت‌وگو با دكتر غفارزاده:

 

 

 

برنامه محيط‌ زيست درياي خزر CEP يك برنامه فراگير منطقه‌اي است كه توسط پنج كشور ساحلي درياي خزر (آذربايجان، ايران، قزاقستان، روسيه و تركمنستان) ايجاد و توسعه يافته است.

هدف اين برنامه جلوگيري از تخريب محيط ‌زيست درياي خزر و پيشبرد و توسعه پايدار در اين منطقه است.

 بودجه اين برنامه توسط دولت‌هاي ساحلي خزر، جامعه بين‌المللي و  از طريق تسهيلات زيست‌محيطي جهاني (GEF) و برنامه  عمران ملل متحد، UNDP و همين طوربرنامه محيط‌زيست سازمان ملل متحد UNEP و بانك جهاني قابليت اجرايي پيدا مي كنند.

آنچه در پي مي‌آيد گفت‌وگويي است با دكتر حميد غفارزاده درباره اين برنامه كه طي آن مسائل و مشكلاتي كه بر سر راه اجراي اين برنامه وجود دارد بررسي و تبيين شده است.

دكتر غفارزاده كه اينك به دوران بازنشستگي نزديك مي‌شود بيش از 20 سال است كه به طور مستمر با سازمان ملل در زمينه مديريت محيط‌زيست و سوانح همكاري دارد.

 وي كه دانش‌آموخته برنامه‌ريزي توسعه شهري از اسكاتلند است تا پيش از برنامه محيط‌‌زيست خزر (CEP)، در كشورهاي مختلفي چون يونان، آذربايجان و كوزوو براي توسعه برنامه ‌UNDP مشغول فعاليت بوده و در همه اين سال‌ها، بخشي از وقتش صرف تدريس اقتصاد محيط‌زيست در دانشگاهها شده است.

غفارزاده مي‌گويد: «در شهر كوهستاني همدان به دنيا آمدم و تا 13 سالگي هرگز دريا را نديدم اما سرنوشت چنين بود كه تمام فعاليت‌هايم صرف حفاظت از دريا شود.»

  • برنامه محيط زيست درياي خزر از چه زماني به وجود آمد؟

-نقطه تولد CEP كنوانسيون رامسر بود ولي از سال 1998 برنامه محيط‌زيست در آنجا با توافق هر 5 كشور آذربايجان، ايران، قزاقستان، روسيه و تركمنستان آغاز به كار كرد. البته كارهايي در رابطه با آن بود كه از قبل آغاز شده بود. از 1995 بعد از فروپاشي شوروي كشورها شروع به گفت‌وگو كردند به ويژه بعد از اينكه مشخص شد خزر نفت دارد توجه بيشتري به آن جلب شد. اين گفت‌وگو در رامسر به نتيجه رسيد.

دفتر هماهنگي ابتدا در باكو بود و پس از يك توافق سياسي به تهران منتقل شد.در مورد CEP معمولاً يك اشتباهي پيش مي‌آيد، CEP يك برنامه فراگير بين دولتي محيط‌زيستي است.

 به عبارت ديگر برنامه به اين معنا كه يك مجموعه پروژه كه داخل آن اجرا مي‌شود را پوشش مي‌دهد. برخي از پروژه‌ها را دستگاههاي سازمان ملل حمايت مالي مي‌كنند بعضي را اتحاديه اروپا، بعضي پروژه‌ها به صورت همكار هستند يعني مستقيماً در چارچوب برنامه نيستند. اما آنچه من مي‌خواهم تأكيد كنم اين است كه اين برنامه، برنامه دولت‌هاست، يك برنامه بين‌الدول است يعني پنج كشور متولي اين برنامه هستند.

  • آيا اين برنامه از طرف 5 كشور حمايت مالي مي‌شود؟

-حمايت مالي بايد از طرف 5 كشور باشد اما تا به حال پول اصلي را دستگاههاي بين‌المللي داده‌اند، دولت‌ها بيشتر در زمينه تأمين مكان و يا كارشناس همكاري كرده‌اند ولي كمك مالي مستقيمي به  برنامه محيط‌زيست نداشته‌اند.

كمك‌ مالي مستقيم را دستگاههاي بين‌المللي انجام داده‌اند، به طور مثال پروژه داروين كه از طرف صندوق داروين تأمين مي‌شود، داروين صندوقي است كه پروژه‌هاي متعدد محيط زيستي از آن تقاضا مي‌كنند و براساس معيارهايي انتخاب مي‌كند و پول مي‌دهد.

در حال حاضر، 2 پروژه توسط داروين در چارچوب خزر حمايت مي‌شود: پروژه فوك درياي خزر و پروژه آموزش محيط‌زيستي، كه هدف آن طراحي، توزيع و انتشار يك مجموعه پوسترهاي آموزشي- محيط‌زيستي است.بنابراين برنامه محيط‌زيست خزر يك برنامه بين دولتي است اما مردم معمولاً به اشتباه تصور مي‌كنند اين يك  برنامه  از سوي سازمان ملل است.

 حال آنكه در واقع برنامه 5 كشور است كه سازمان‌هاي بين‌المللي با آن همكاري مي‌كنند يعني يك‌سري كشور داريم يك‌سري همكار بين‌الملل، ما همكار بين‌الملل اين پروژه هستيم.اين همكاران بين‌المللي تاكنون در 2 مرحله سرمايه‌گذاري كرده‌اند.

 در پروژه‌ CEP كه مرحله اول آن از 1998 شروع شده، اتحاديه اروپا مبلغي حدود 6 ميليون يورو در اختيار گذاشت و دستگاههاي مجموعه سازمان ملل هم از محل صندوق تسهيلات بين‌المللي محيط‌زيستي موسوم به جف (GEF) حدود 5/8 ميليون دلار در اين كار سرمايه‌گذاري كردند، سرمايه‌گذاري‌هاي كوچكتر ديگري هم از سوي برخي سازمان‌ها از جمله UNEP و بانك جهاني صورت گرفت.

به هر حال به صورت خلاصه در مرحله دوم نيز كه از سال 3-2002 شروع شد جف (GEF) و اتحاديه اروپا در آن سرمايه‌گذاري كردند. GEF در اين مرحله حدود 6 ميليون دلار و اتحاديه اروپا در قالب 3 پروژه: ماهيگيري پايدار- مديريت پايدار سواحل – پايش كيفيت آب و برنامه اقدام كه تازه شروع شده حدود 6 ميليون يورو سرمايه‌گذاري كردند.

  • آيا پايش كيفيت آب در هر 5 كشور انجام مي‌شود؟

-خير، اين نكته جالبي است. اتحاديه اروپا پولي را كه در اختيار برنامه محيط‌زيست خزر مي‌گذارد براي استفاده كشورهاي تازه استقلال‌يافته شوروي سابق است و چيزي در اختيار ايران قرار نمي‌گيرد، البته ما سعي كرده‌ايم در جاهايي كه ايران از آن كمك مالي محروم است سهم ايران را از محل پروژه‌هاي سازمان ملل افزايش دهيم ولي اين كار در همه موارد انجام نمي‌شود.

با اين همه بنا بر تفاهمي كه ما با پروژه‌هاي اتحاديه اروپا داريم در جلسات‌شان از كارشناسان ايراني دعوت مي‌كنند اما پولي براي خريد تجهيزات در اختيار ايران قرار نمي‌گيرد.

به‌طور خلاصه دستگاههاي بين‌المللي طي 6 الي 7 سال گذشته كه اين پروژه آغاز شده 30 ميليون دلار در اين كار سرمايه‌گذاري مستقيم داشته‌اند اما سهم دولت‌ها همان واگذاري و تأمين مكان براي برنامه و همكاري برخي كارشناسان با اين برنامه بوده است.

مثلاً در ايران سازمان محيط‌زيست دفتري در اختيار ما گذاشته  است اين دفتر واقعا حيثيتي براي اين برنامه بوده و جلسات متعددي با كارشناسان منطقه اروپا و ساير كشورها در آن برگزار شده و از اين نظر ما قدردان و سپاسگزار سازمان محيط‌زيست هستيم.

  • مهمترين عوامل تهديد كننده درياي خزر كدامند؟

-كاهش ميزان ماهي‌ها، آلودگي در ديد گسترده، زوال تنوع‌زيستي و ورود گونه‌هاي بيگانه به خزر و توسعه ناپايدار در سواحل مهمترين عواملي هستند كه در حال‌حاضر خزر را تهديد مي‌كنند.

  • مهمترين مسئله خزر از نظر شما چيست؟

-ماهيگيري در خزر شايد مهمترين مسئله محيط‌زيستي است، وقتي آمارهاي بلند مدت خزر را نگاه مي‌كنيم به خصوص در مورد خاويار، آماروحشتناك است. اين بحران در ماهي‌هاي خاوياري شايد به 2دهه پيش بازمي‌گردد كه اتحادشوروي سابق شروع به سدزدن  روي رودخانه‌ها به خصوص ولگا كرد و اين سدها باعث شد ماهي‌ها براي تخم‌ريزي به زيستگاه‌هاي طبيعي خود برنگردند.

ماهيان خاوياري و اساسا خيلي از ماهي‌ها براي تخم‌ريزي جهت‌عكس آب شنا مي‌كنند و به سمت بالا مي‌روند و اين يك انتخاب طبيعي است يعني بهترين‌ها مي‌توانند به بالا برسند و تخم‌ريزي كنند و اين سدها باعث جلوگيري از اين كار شد.

مسئله آلودگي و مسئله ماهيگيري هم از ديگر موانع بر سر راه تخم‌ريزي ماهيان است.
همچنان كه ديگر مجالي براي تخم‌ريزي‌ماهي‌ها  در سفيدرود باقي نمانده، چرا كه علاوه بر آلودگي و ماهيگيري غيرمجاز، شن‌برداري از كف سفيدرود  و برداشت آب از اين رودخانه اكنون ماهيان اين رودخانه را به شدت تهديد مي‌كند به طوري كه هيچ ماهي‌اي نمي‌تواند در بالادست تخم‌ريزي كند.

  • مسئله ماهيگيري از چه زماني آغاز شد؟

-از همان 3-2 دهه پيش وقتي شوروي از هم پاشيد، دريا عملا يك درياي باز براي همه شد. به استثناي ايران، در سواحل ايران كماكان كنترل روي ماهيگيري باقيماند ولي در 4كشور ديگر هيچ كنترلي روي ماهيگيري قاچاق وجود نداشت. در حال حاضر هم هيچ كنترل  مؤثري وجود ندارد.

  • وضعيت قاچاق خاويار در ايران چگونه است؟

-در ايران قاچاق به ندرت انجام مي‌شود. خوشبختانه در سواحل ايران كنترل ماهي قاچاق بهتر از جاهاي ديگر است.

 الان هم اگر بخواهيم البته در سواحل خزر مي‌توانيم خاويار بخريم، ولي ايراني‌ها زياد خاويار دوست ندارند و اين يك شانس براي ماهي‌هاست!من در سال 1993 در باكو مي‌توانستم يك كاسه خاويار به قيمت يك دلار بخرم، اين در سال 93 بود كه هيچ كنترلي روي دريا نبود 4-3سال پيش در باكو خاويار خوب را مي‌شد كيلويي 100دلار خريد شايد اكنون 200تا250دلار باشد زيرا هم توليد كم شده و هم كنترل‌هايي اعمال مي‌شود.

  • آيا در مورد جلوگيري از قاچاق خاويار در 5كشور كاري انجام شده؟

-طبق مطالعاتي كه ما 4-3 سال پيش روي خزر كرديم به اين نتيجه رسيديم كه برداشت خاويار توسط ماهيگيران كوچك براي كسب درآمد و معيشت نيست! اين كار يك جنايت سازمان يافته است و يك مافيا دارد كه با افراد مسلح روي دريا مي‌روند و اگر كسي بخواهد جلوي كارشان را بگيرد اسلحه مي‌كشند. اين خاويار البته از استانبول، امارات يا اروپا سردرمي‌آورد كه اين از طريق شبكه گسترده صورت مي‌گيرد؛ شبكه‌اي كه در همه دستگاه‌ها نفوذ دارد.

  • CEP تا چه اندازه در كنترل قاچاق مؤثر بوده؟

- برنامه محيط زيست خزر در اين زمينه هيچ موفقيتي نداشته است، ما براساس يك تقسيم كار، تدوين برنامه ماهيگيري و مديريت ماهيگيري را به عهده اتحاديه اروپا گذاشتيم، آنها تاكنون 2پروژه در مورد ماهيگيري اجرا كرده‌اند كه متأسفانه هيچكدام موفقيت چشمگيري نداشته.

  • علت اصلي كاهش ماهيگيري چيست؟

-علت عمده از نظر من برداشت بيشتر از حد پايدار از ماهي‌هاست، البته ايراني‌ها در اين مورد معتدل‌تر برخورد كردند. ولي در 4كشور ديگر آنها يك تحول بزرگ سياسي- اقتصادي- اجتماعي را تجربه كردند. در 10سال گذشته يك سيستم متمركز ناگهان فرو ريخت. كشورهايي كه تجربه كشورداري نداشتند آمدند و نمي‌شد انتظار زيادي داشت. ولي اكنون اين كشورها روي پاي خودشان ايستاده‌اند و انتظار مي‌رود در اين زمينه تجديدنظر كنند.

 مسئله ديگر در مورد خزر و ماهي خاوياري اين است كه خزر در واقع يك آكواريوم است، نه تنها به اين علت كه بسته است بلكه اغلب ماهيان خاوياري كه در خزر هستند ماهياني نيستند كه از رودخانه‌ها و زيستگاه‌هاي طبيعي ايجاد شده  و بعد به دريا بازگشته باشند.

اغلب آنها در پرورشگاه‌ها توليد شده‌اند، همه بچه ماهي‌هايي هستند كه در زايشگاه‌هاي مصنوعي توليد شده‌اند مثلا ايراني‌ها سالي چندين‌ميليون بچه ماهي توليد مي‌كنند و داخل خزر مي‌ريزند، ساير كشورها هم همين كار را مي‌كنند، ماهي‌هايي كه اكنون در خزر موجودند ديگر تنوع ژنتيكي قبلي را ندارند.

  • خزر از نظر تنوع جانوري، چه وضعيتي دارد؟

-خزر تنوع جانوري فراواني ندارد ولي تنوع آن منحصر به فرد است: زيرا يك درياي منزوي است و چون از ساير آبهاي جهان جداست موجودات آن منحصر به فرد هستند. به طور مثال ماهيان خاوياري مربوط به دوره ژوراسيك هستند فوك خزر در دنيا منحصر به فرد است و اين تنوع است كه در خطر است.

 مسئله ديگر سم د.د.ت است كه هنوز در حاشيه‌خزر استفاده مي‌شود، د.د.ت‌ را مي‌توان هنوز در آذربايجان و ايران خريد، در مطالعات سموم در اكوسيستم ecotox در بدن ماهي‌ها د.د.ت‌ پيدا شد، اين سم وارد زنجيره غذايي مي‌شود و در نهايت سلامت خود ما در خطر است. مسئله ديگر رشد ناپايدار سواحل است.

 لازم نيست جاي خيلي دوري برويم، از كوه‌هاي البرز به آن طرف، داستان توسعه ناپايدار را به خوبي مي‌توان ديد، جنگل‌ها را مي‌تراشند به مزرعه برنج تبديل مي‌كنند، مزرعه را به مسكوني تبديل مي‌كنند، در نوار باريكي بين كوه‌هاي البرز و دريا 6ميليون نفر زندگي مي‌كنند و  در تابستان  به 12ميليون نفر تبديل مي‌شوند.

اين جمعيت زباله توليد مي‌كند، غذا مي‌خواهد... مزارع برنج بالاترين سرانه مصرف سموم شيميايي را دارند اين سموم به كجا مي‌روند؟ همه وارد رودخانه‌ها مي‌شوند و به دريا مي‌ريزند، چرا در بدن ماهي‌ها سموم هست؟

 چون از مزارع شسته شده و وارد دريا شده، وقتي مي‌گوييم توسعه كنار ساحل ناپايدار است فقط مربوط به كشور ما نيست در ساير كشورها هم چنين است. مثلا  جمعيت باكو ظرف 4سال گذشته شايد بين 60درصد اضافه شده از هر جاي شهر آسمان‌خراش‌هاي زشت مثل قارچ رشد مي‌كند و بالا مي‌آيد، خب همه آنها فاضلاب دارند، همه آلودگي دارند و وارد دريا مي‌شوند.

در سواحل قزاقستان كشف نفت باعث افزايش جمعيت شده و اين افزايش سبب فشار روي درياست، در روسيه شايد كمتر اين مسئله را داريم زيرا جمعيت روسيه تقريبا ثابت است حتي كم هم مي‌شود ولي به هر حال توسعه‌اي كه آنجا بوده هم توسعه واقعا پايداري نيست.

 تركمنستان جمعيت كمي دارد و سواحل دست‌نخورده بسيار طولاني دارد اما در جايي كه جمعيت هست مثل بندر تركمن‌باشي يكي از بزرگترين آلودگي‌ها را در كنار پالايشگاه مي‌توان ديد، بوي تعفن آن از دور به مشام مي‌رسد و تعفن چندين ساله را مي‌توان در يك خليج ديد.

 
     
  
 
نوشته شده توسط پریسا خلف بیگی در سه شنبه 27 شهریور1386 و ساعت 22:8
[لينك ثابت] |
فک خزر در تنگنای بیم و امید
 
 
فك تنها پستاندار درياي خزر است كه افرادي حتي از وجود آن بي‌اطلاع هستند.

اين پستاندار كوچك‌ترين گونه فك در دنيا است كه فاقد گوش است و به سختي مي‌تواند در خشكي حركت كند. محل زيست فك‌ها به‌صورت فصلي متغير است. اين جانور بيشتر روزهاي بهار، تابستان و پاييز را در آبهاي مياني و جنوبي سپري مي‌كند و تنها در زمستان براي زادآوري به مناطق شمالي كوچ مي‌كنند.

پيشينه حفاظت از فك به قرن نوزدهم برمي‌گردد. در آن زمان، بيش از يك ميليون فك در درياي خزر زندگي مي‌كرد. اما شكار بي‌رويه فك‌ها، جمعيت اين جانور را به حد قابل  توجهي كاهش داد؛ چرا كه بررسي‌ها نشان مي‌دهد روس‌ها سالانه تا 160  هزار فك را شكار مي‌كردند.

 از سوي ديگر، شكار توله فك‌ها كه دو هفته از عمر آنها بيشتر نگذشته بود آن هم به خاطر استفاده از خز يك‌دست و سفيد آنها، صدمه‌اي جبران‌ناپذير به جمعيت اين حيوانات وارد ساخت. اين كشتار همچنان ادامه دارد چرا كه سال گذشته نيز روس‌ها در گزارشي كه به كميسيون منابع خزر ارائه كردند به كشتن 3746 فك اعتراف كردند.

البته اين بار روس‌‌ها بهانه كشتن را مطالعات علمي بر روي اين حيوان عنوان كرده بودند. در روز 22 مرداد همزمان با روز حفاظت از محيط‌زيست درياي خزر در شهر انزلي اولين جشنواره حمايت از فك درياي خزري در كنار ساحل دريا، با حضور جمعي از مردم به‌خصوص زنان و كودكان با سخنراني دكتر اسدي، دكتر غفارزاده و مهندس زلفي‌نژاد برگزار شد. هدف از اين جشنواره، آشنايي مردم با مسأله حفاظت از فك خزري بود.

نخستين مطالعات بر روي فك خزر در سال 2000 ميلادي ذيل بخشي از پروژه Ecotox (سموم در اكوسيستم) انجام شد كه هدف آن بررسي وجود سموم و آلودگي در گونه‌هاي ماهي و فك بود. اين پروژه زيرمجموعه برنامه محيط زيست درياي خزر (C.E.P) بود كه از سوي بانك جهاني پشتيباني مي‌شد.

در پي مبتلا شدن فك‌هاي خزر به ويروس (C.D.V (Canine distempe virus يا ويروس سگ‌سانان، دانشگاه ليدز انگلستان تحت حمايت انستيتوي جانور‌شناسي داروين اعلام كرد به‌طور همزمان در 5 كشور حاشيه درياي خزر: روسيه، قزاقستان، تركمنستان، آذربايجان و ايران با همكاري سازمان شيلات، سازمان محيط‌زيست، دانشگاه گيلان و برنامه محيط‌زيست درياي خزر پروژه‌اي به نام داروين را براي حفاظت از فك‌ها در دست اجرا دارد.

 از سمت چپ دكتر حسن گيلان پورو دكتر حسين اسدي

اين يك پروژه پژوهشي- آموزشي است كه بر اساس آن، طي 2 سال آينده، محققان ايراني براي پيگيري موضوع درياي خزر در اين پروژه آموزش مي‌بينند. هدف اين پروژه، دستيابي به يك آمار مشخص در مورد فك‌هاي خزر و رفع و يا كنترل تهديداتي است كه اين جانور را تهديد مي‌كند.

 مسئول اين پروژه در ايران دكتر هرمز اسدي و دستيار پژوهشي آن ليلي شميمي است، كار آناتومي با سرپرستي دكتر حسن گيلانپور و دكتر حسين اسدي به عنوان كار تكميلي در كنار آن انجام مي‌شود،  سرشماري صورت گرفته‌ توسط پروژه داروين نشان مي‌دهد 110000 فك در درياي خزر زيست مي‌كنند. اين آمار با آمار اعلام شده توسط روسيه تفاوت فاحشي دارد چرا كه بر اساس آمار روس‌ها حدود  300 هزار فك در درياي خزر وجود دارد.

از ديگر عوامل تهديد فك‌ها را مي‌توان كشتار توسط ماهيگيران و دام‌گسترها نام برد؛ چرا كه فك‌ها هنگام صيد ماهي براي صيادان مزاحمت ايجاد مي‌كنند. گاهي نيز فك‌ها ماهي‌هاي داخل تور را مي‌خورند. از سوي ديگر فك‌ها براي ماهيگيران كيلكا به عنوان رقيب محسوب مي‌شوند. هرچند كه واژه رقابت در اينجا صحيح نيست زيرا گنجايش معده هر فك فقط 5/2 كيلوگرم است.

مشاهدات حاكي از آن است كه اطراف هر قايق ماهيگيري حداكثر 4 فك در حركت است، اما هر قايق در طول يك‌ شب حداقل 1 تن ماهي صيد مي‌كند. پس اين غيرمنصفانه است كه  فك‌ها را رقيب ماهيگيران بدانيم.

با اين همه ماهيگيران با پرتاب نيزه فك‌ها را از قايق‌ها دور مي‌سازند. از هر 10 نيزه كه پرتاب مي‌شود  3 نيزه منجر به كشته شدن فك‌ها مي‌شود. سال گذشته 24 فك مرده پيدا شد كه با نيزه كشته شده بودند و از اين تعداد 4 فك باردار بودند كه جنين‌هايشان هم مرده بود.

آنچه مايه اميدواري است اين‌كه تهديدات انساني قابل كنترل است. با همكاري شيلات و ادارات محيط زيست در استان‌هاي حاشيه درياي خزر با نمايش فيلم‌هاي آموزشي از صيادان خواسته شد تا از كشتن فك‌هايي كه داخل تورهاي پره- تورهاي مخصوص ماهي سفيد كه در زمستان و پاييز به‌كار گرفته مي‌شود- صرف‌نظر كنند و در عوض اين كار پاداش دريافت كنند. راه حل ديگري كه مد نظر است تبديل نيزه شكاري به نيزه الكترونيك براي استفاده ماهيگيران كيلكا است.

جاي نيزه بر روي جسد فك

 

اين نيزه‌ها با ايجاد شوك الكتريكي قابل قبول و بي‌خطر سبب دور شدن فك‌ها مي‌شود. وسايل ديگري هم وجود دارد كه قابل نصب روي تور است و با ايجاد صدا فك‌ها را دور مي‌كند اما اين وسايل گران‌قيمت هستند.

دكتر هرمز  اسدي مي‌گويد: حدود 60 تا 80  ماهيگير در كياشهر شناسايي شده اندكه تلاش مي‌شود قانع به  همكاري براي حفاظت از فك‌ها بشوند. براي قانع كردن ماهيگيران ابتدا بايد برآورد درستي از ميزان لطمه‌اي كه فك‌ها به صيد ماهيگيران وارد مي‌كنند در دست باشد، سپس توافق‌نامه‌اي براي همكاري با ماهيگيران امضا شود.

وي در ادامه افزود: اكنون موضوع حفاظت از فك از مطالعات ميداني به صحنه سياست منطقه‌اي آورده شده، زيرا ايران و سازمان‌هاي بين‌المللي بايد بتوانند حداقل روسيه را قانع نمايند كه از كشتار فك‌ها به بهانه مطالعات علمي دست بردارند.

اكنون ما در ايران نيز در حال جلوگيري از اين كشتار هستيم. دكتر حميد غفارزاده مدير برنامه محيط‌زيست درياي خزر (C.E.P) نيز در اين‌باره مي‌گويد: در كل كشورهاي حاشيه خزر كه آن را درياي اميد خواندند، برنامه حفاظت از فك تنظيم شده و اجراي آن به عهده دولت‌ها است اما متأسفانه محيط‌زيست در اولويت نيست و از آنجايي كه محيط‌زيست به عنوان يك كار لوكس و تزئيني تلقي مي‌شود چندان به اجراي اين برنامه نمي‌توان اميدوار بود.
در ايران اصل حفاظت محيط ‌زيست به عنوان يك اصل كامل و مهم در قانون اساسي است اما در برنامه‌هاي اجرايي جايي ندارد.

وي مي‌گويد: متأسفانه روز به روز از اولويت  محيط‌ زيست كاسته مي‌شود كه اين رويكرد در درازمدت تبعات ناگواري خواهد داشت؛ از جمله سبب مي‌شود حق نسل‌هاي بعدي ضايع شود؛ توسعه شتابان و كوتاه‌مدت، دشمن محيط ‌زيست در بلندمدت است.

به گفته غفارزاده، مهم‌ترين دستاورد برنامه خزر كه از سال 1998 با هدف حفاظت از خزر براي نسل‌هاي آينده  آغاز به كار كرد، به گفت‌وگو نشاندن كشورهاي حاشيه خزر در مورد محيط‌ زيست علي‌رغم مشكلات سياسي و حقوقي است.

البته در هيچ‌يك از اين 5 كشور محيط‌ ‌زيست در اولويت نخست قرار ندارد. اما واقعيت اين است نيمي از جمعيت حاشيه خزر ساكن ايران هستند و طبيعي است كه ما الزام بيشتري براي حفاظت از درياي خزر داريم.

 
     
  
 
نوشته شده توسط پریسا خلف بیگی در جمعه 2 شهریور1386 و ساعت 12:57
[لينك ثابت] |
زیست بان